10 – ریسک را شناسایی کرده و ابعاد آن را مورد بررسی قرار دهید
خطر همه جا هست. موفقیت در یک فعالیت تجاری مستلزم شناسایی ریسکهای محتمل و مدیریت آنها است. سطح ریسک در فعالیتهای مختلف متفاوت است. ریسک به صورت نوعی شامل عوامل مالی و فیزیکی میباشد. برخی انواع ریسک شامل خطراتی نظیر مسائل امنیتی و سلامتی هستند؛ همچنین ریسکهای اعتباری در نتیجه تماس با نوسانات بازار و یا تعهدات حقوقی به وجود میآیند. برخی انواع ریسک به صورت ملموسی واضح هستند، اما متاسفانه بسیاری دیگر این خصوصیت را ندارند. انواع مختلف ریسک و عوامل آن عمدتا عبارتند از: بازار، اعتبارات، ریسکهای حقوقی و قانونی، ریسک سیاسی، ریسک عملیاتی و استراتژیک، ریسکهای اتفاقی و ریسکهای خاص. بنابراین گام اول در مواجهه با ریسک شناسایی نوع ریسکی است که فعالیت شما با آن مواجه میباشد.
9- با آمارها آشنا باشید
فرایندهای سیتماتیکی نظیر Risk Register برای شناسایی و طبقهبندی انواع ریسک بر اساس بزرگی آنها میتواند قدم کلیدی اول باشد، اما مدیریت ریسک کارآمد به صورت نوعی بستگی به کمیتپذیر کردن خطرات دارد، اگرچه تکنیکهای مدلسازی احتمالی اینگونه این مطلب را توضیح میدهند که: برای مدیریت ریسک باید بتوان ان را اندازهگیری کرد. اندازهگیری و ارزشگذاری یکی از فعالیتهای مشکل مدیریت ریسک هستند، اما این موارد برای مدیریت ریسکها از نقطه نظر هزینه و همچنین تصمیمگیری نهایی حیاتی هستند. سعی کنید ابزار و تخصصهای لازم برای شناسایی و مدیریت ریسک با صرف هزینه و زمان لازم را بهدست آورید.
8- ریسکها به هم وابسته هستند
در شناسایی و کاستن از میزان ریسک، فعالیتهای شناسایی روابط درونی انواع ریسک با یکدیگر حائز اهمیت میباشند. مثالا، ممکن است قرار داشتن در معرض ریسک اعتباری در بر دارنده ریسک نوسان قیمتهای بازار باشد و در این صورت احتمالا ریسکهای اجرایی نظیر انواع کلاهبرداری و اقدامات غیر قانونی نیز به وجود میآیند. تشخیص اینکه ریسکها در فعالیتهای مختلف با یکدیگر در تماس هستند، یکی از اصول اولیه مدیریت ریسک در بازار است. در حال حاضر بسیاری از شرکتهای مهم بر این اساس کار کرده و ریسکهای مرتبط با حوزه کاری خود را مدیریت مینمایند.
7- کنترل مداوم ریسکها
شرایط تغییر میکند و ریسکها نیز همینطور. شرایط بازار و سطوح نوسان تغییر میکنند، توانایی مالی طرفهای قرارداد تغییر میکند، شرایط فیزیکی دگرگون میشود، شرایط جغرافیایی با تغییر مواجه میشود و ... این تغییرات میتوانند ناگهانی باشند یا اینکه تدریجی و مخفی صورت پذیرند. ریسکهایی که از فعالیتهای تجاری منتج میشوند نیز ممکن است تغییر کنند. یک مدیریت ریسک کارآمد نیازمند آنست که افراد ریسکهای موجود را همواره مورد بازبینی قرار دهند و فرایندهایی نظیر RiskAudit را میتوان در یک کار مشترک بهمنظور کنترل ریسکهای جاری و آتی ایجاد نمود. از آنجا که تصمیمگیری برای hedge کردن نیاز به دانستن سطوح ریسک در آینده دارد، پیشبینی ریسکهای آینده از اهمیت ویژهای برخوردار است.
6- استفاده از منابع کافی
مدیریت ریسک کارآمد نیاز به تخصص و منابع قابل توجه نیز دارد؛ از کنترل مقدماتی ریسک و فعالیتهای تمکینی و دولتی گرفته تا بررسی پیشرفته انبساط کمی. هزینههای این منابع معمولا ارزان نیستند، اما همانطور که به کرات توسط شکستهای پدید آمده در تجارتهای پرسود ثابت شده است، هزینههای شکستهای ناشی از مدیریت ضعیف ریسک به نحو فاجعهآوری بیشتر میباشند. سرمایهگذاری برای بالا بردن قابلیت مدیریت ریسک در بسیاری از کسب و کارها سود زیادی به همراه دارد. به دلیل پتانسیل موجود برای مواجه شدن با ضرر اشتباهات، مدیران ریسک باید بسیار کارآزموده و کار بلد باشند.
5- بازبینی هزینه ناشی از ریسک (Risk Mitigation)
معمولا انتقال ریسکها از طریق معاملات hedge یا فعالیتهای دیگر تکنیکی مؤثر و قابل ملاحظه است، اما استراتژی بازبینی هزینه ریسک تا حد زیادی به هزینههای hedge کردن بستگی دارد. استراتژیهای بازبینی هزینه ریسک همچنین به ظرفیت پذیرش ریسک شرکت سرمایهگذار و ضررهای احتمالی نیز مربوط میباشند. فعالیتهای تجاری که تنها برای hedge کردن انجام میشوند نباید به دلیل این نگرانی که معامله میتواند با "سفته بازی" سوء تعبیر گردد حذف شوند؛ با این وجود، ممکن است ابزارهای مختلفی که برای hedge کردن وجود دارند برای همه شرکتها و در هر شرایطی اقتصادی یا متناسب نباشند.
4- کاستن از میزان ریسک
ریسک از قرار گرفتن در معرض آن ناشی میشود. تعریف قابل قبولی که اخیرا برای ریسک ارائه شده "قرار گرفتن در معرض ابهام و ناامنی" است. با کاستن از میزان قرار گرفتن در معرض ابهام میتوانید از نسبت ریسک بکاهید. رویکرد انتخاب شده و ساختار فعالیتهای تجاری میتواند تاثیر چشمگیری بر نمایش و سطوح ریسک ایجاد شده بگذارد. ممکن است توافقهای بازرگانی و ساختارهای معاملاتی منجر به انتقال یا پذیرش ریسک توسط جناح مخالف شوند. آگاهی از ریسک در روند تجاری و فعالیتهای بازرگانی میتواند منجر به ایجاد موقعیتهایی برای کاهش ریسکهای فعلی و آتی شوند. صورتحساب ارزی برای خریدهای بینالمللی نمونهای از اثرات ریسک است.
3- دسترسی به نسبت ریسک/بازده
مدیریت ریسک به معنای ریسکگریزی نیست؛ با این وجود، تصمیمهایی که بر پایه ارزیابیهای ریسک/سود گرفته میشوند معمولا احتمال موفقیت بیشتری به همراه دارند. همچنین، این تصمیمگیریهای تجاری بر پایه ریسک احتمالا مبتنی بر ظرفیت شرکت برای تحمل ریسک است. طبق تئوری سبد سرمایهگذاری پیشرفته (که در شرایط کلی بر بهترین تراز ریسک و سود سرمایهگذاران در تشکیل سیدهای سرمایهگذاری تمرکز دارد)، تصمیمگیریهای تجاری بر پایه تراز ریسک/سود احتمالا موجب بهینه شدن بازدهها میشوند.
2- کنترل درجه تغییرات در سطوح ریسک
ارزش اصلی معیار ریسک کمی تاکید بر تغییرات مهم سطوح ریسک است. اگرچه ممکن است عقاید متفاوتی درخصوص روشهای بهینه استاندارد ارزش. وجود داشته باشد، تغییرات چشمگیر یا روندهای استانداردهای ریسک از قبیل معیارهای ارزش ریسک میتواند سیگنال کلیدی مدیریت باشد. بهترین تمرینهای اختصاص یافته به مدیریت که به "داشبورد" شهرت دارند این قابلیت کنترل ریسک را به وجود میآورند؛ همچنین، نشاندهنده نوساناتی هستند که منعکس کننده ارتباطاتی از قبیل جبران نرخ ریسک بین بازارها میباشند.
1- ایجاد فرهنگ آگاهی از ریسک
سازماندهی جنبههای عملی مدیریت ریسک را بیاموزید که بهویژه مشتمل بر مجریان تجاری ارشد و هیئت رئیسه سازمانی است. مسئولیتهای مدیریت ریسک باید روشن باشند. مدیریت ریسک موثر چه اقدامی مستقیم بر پایه تجربه و تخصص در مدیریت ریسک باشد و چه نتیجه سیاستها و روند ریسک رسمی باشد، یک عامل کلیدی در تجارت موفق به حساب میآید. معامله و ایجاد آگاهی میتواند منجر به فرهنگ مدیریت ریسک شود که موفقیت تجاری را به همراه دارد.





